|
دلتنگی ام را با تو معامله نخواهم کرد چرا که دغدغه هایمان از هم جداست تو هرگز قادر نخواهی بود بر پای آن دلتنگی ها زنجیر بکشی و دغدغه هایم را به بند ! و من دیگر در زوایای خطوط چهره رنگی تو هرگز چین آشنایی نخواهم یافت . و تو در نگاه بغض کرده منتظرم آن پیشکشی معصومانه را مرطوب نخواهی دید و من به رسم تصویر ذهنی مبهم تو که مهربانیش را طوری بر دلم می گذارد که گویی پایی بر ته مانده سیگاری از ترس حریق دوباره آن قرار می گیرد نخواهم پرداخت و تو خواهی دید که هرگز جسارت گفتارم را در اتاقک دایره ای شکل هیچ فیلسوفی که در آن کلمات فقط و فقط و فقط به دور خود می چرخند رها نخواهم کرد و من دیگر هرگز برهنه و وحشی بودن حقیقت ها را به ملبس شدن به زنجیر حد و مرزها نخواهم بخشید......... + نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388 1:29 توسط درد من |
|